من میخوامت دختر عمو پارت
من میخوامت دختر عمو پارت ۶
ویو فردا صبح
جیا:هی ابدول آبادی بیدار شو
ته:هوممم
جیا: خانم کیم جیا آیا بدون هیچ اجباری با آقای کیم ازدواج میکنید،نه بابا کی زن این ابدول آبادی میشه من عاشق یکی دیگم
ته:چه زری زدی میکُنَمت همین الان هااااا عصابمو بهم نریز
جیا:خیل خب ابدول آبادی بداخلاق ایشششش
ته:واح بدو بدو باید ببرمت آرایشگاه خودمم کار دارم
و رفتن برای صبحانه
ته:صبح بخیر به همگی
جیا:صبح بخیر خانواده گل گلاب
بابابزرگ:صبح بخیر گل های گلاب بابابزرگ
مامان بزرگ:من مگه گل گلابت نبودم
بابابزرگ:شما که خود گلی
جیا:بابابزرگ جنتلمن بودن رو باید از شما یاد گرفت شوهر من که همش بداخلاقه
ته:من همش میرم جنتلمن باشم این بهم میگه ابدول آبادی، بیشرف،کصخل خیلی چیز های دیگه
بابابزرگ:مامان بزرگت هم همینطوری بود من با بدبختی دلش رو به دست آوردم تلاش کن پسرم تلاش
بابا جیا:پسرم من خودم برای مامان جیا داشتم خودکشی میکردم دیگه بله رو گفت
مامان جیا: خب ارزش عشق همینه
ته:اینکه منو دوست نداره
باباته:من خودم حسم یک طرفه بود که الان دوطرفه
جیا:از کجا معلوم که یک طرفه باشه خب دیگه پاشو بریم
ویو جیا
و سوار ماشین شدیم و من رفتم آرایشگاه و تهیونگ هم رفت آرایشگر دوست صمیمیم بود که اسمش هست "لارا" (آرایشگر رو اسمش همون لارا مینویسم) (لباس عروس جیا اسلاید بعد)
لارا:خب آقا داماد همون تهیونگ خودمونه؟
جیا:آره
لارا:خب دوستش داری؟
جیا:دوستش ندارم عاشقشم و عاشقمه اما من تازه گیا علاقه پیدا کردم اما اون میگه از اونموقع که ۱۴ سالمون بود عاشقمه
لارا:نه بابا خب ارایشت تموم شد امیدوارم امشب پارت کنه جیا امیدوارم
جیا:اینم شد آرزوی خوشبختی آخه که برام میکنی التبه بدم نیست
لارا:عه مثل اینکه آقا داماد اومدن
ته:عروس منو آماده کر...
جیا:تهیونگ چطور شدم
ته:....
جیا:تهیونگ
ته:چی ها ،عالی شدی جیا اصلا آخ قلبم
جیا:خب بریم خدافظ
لارا:خدافظ
و رفتیم به اون هتل که عروسی اونجا بود و منو تهیونگ شب اونجا میموندیم ای وای
ویو هتل
جیا:ما وارد شدم و همه دست زدن و رفتیم که عاقد شروع کرد به حرف زدم
عاقد:آقای کیم تهیونگ آیا حاضرید در سختی و بیماری کنار هم باشید؟
ته:تا آخر عمر عمرم بلههههه
عاقد:خانم کیم جیا آیا حاضرید در سختی و بیماری کنار هم باشید؟
جیا:منم تا آخر عمر عمرم بلههههههه
ویو جیا
و بعد خیلی رقص و شام و بزن و برقص تموم شد و ما رفتین تو اتاق هتل
ویو تهیونگ
ادامه دارد.......
ویو فردا صبح
جیا:هی ابدول آبادی بیدار شو
ته:هوممم
جیا: خانم کیم جیا آیا بدون هیچ اجباری با آقای کیم ازدواج میکنید،نه بابا کی زن این ابدول آبادی میشه من عاشق یکی دیگم
ته:چه زری زدی میکُنَمت همین الان هااااا عصابمو بهم نریز
جیا:خیل خب ابدول آبادی بداخلاق ایشششش
ته:واح بدو بدو باید ببرمت آرایشگاه خودمم کار دارم
و رفتن برای صبحانه
ته:صبح بخیر به همگی
جیا:صبح بخیر خانواده گل گلاب
بابابزرگ:صبح بخیر گل های گلاب بابابزرگ
مامان بزرگ:من مگه گل گلابت نبودم
بابابزرگ:شما که خود گلی
جیا:بابابزرگ جنتلمن بودن رو باید از شما یاد گرفت شوهر من که همش بداخلاقه
ته:من همش میرم جنتلمن باشم این بهم میگه ابدول آبادی، بیشرف،کصخل خیلی چیز های دیگه
بابابزرگ:مامان بزرگت هم همینطوری بود من با بدبختی دلش رو به دست آوردم تلاش کن پسرم تلاش
بابا جیا:پسرم من خودم برای مامان جیا داشتم خودکشی میکردم دیگه بله رو گفت
مامان جیا: خب ارزش عشق همینه
ته:اینکه منو دوست نداره
باباته:من خودم حسم یک طرفه بود که الان دوطرفه
جیا:از کجا معلوم که یک طرفه باشه خب دیگه پاشو بریم
ویو جیا
و سوار ماشین شدیم و من رفتم آرایشگاه و تهیونگ هم رفت آرایشگر دوست صمیمیم بود که اسمش هست "لارا" (آرایشگر رو اسمش همون لارا مینویسم) (لباس عروس جیا اسلاید بعد)
لارا:خب آقا داماد همون تهیونگ خودمونه؟
جیا:آره
لارا:خب دوستش داری؟
جیا:دوستش ندارم عاشقشم و عاشقمه اما من تازه گیا علاقه پیدا کردم اما اون میگه از اونموقع که ۱۴ سالمون بود عاشقمه
لارا:نه بابا خب ارایشت تموم شد امیدوارم امشب پارت کنه جیا امیدوارم
جیا:اینم شد آرزوی خوشبختی آخه که برام میکنی التبه بدم نیست
لارا:عه مثل اینکه آقا داماد اومدن
ته:عروس منو آماده کر...
جیا:تهیونگ چطور شدم
ته:....
جیا:تهیونگ
ته:چی ها ،عالی شدی جیا اصلا آخ قلبم
جیا:خب بریم خدافظ
لارا:خدافظ
و رفتیم به اون هتل که عروسی اونجا بود و منو تهیونگ شب اونجا میموندیم ای وای
ویو هتل
جیا:ما وارد شدم و همه دست زدن و رفتیم که عاقد شروع کرد به حرف زدم
عاقد:آقای کیم تهیونگ آیا حاضرید در سختی و بیماری کنار هم باشید؟
ته:تا آخر عمر عمرم بلههههه
عاقد:خانم کیم جیا آیا حاضرید در سختی و بیماری کنار هم باشید؟
جیا:منم تا آخر عمر عمرم بلههههههه
ویو جیا
و بعد خیلی رقص و شام و بزن و برقص تموم شد و ما رفتین تو اتاق هتل
ویو تهیونگ
ادامه دارد.......
- ۲۴۳
- ۰۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط