رمان رویای من

رمان رویای من

پارت ۸۷

ارسلان، میدونمولی حیلی
دوسش دارم هر چی سر راهم
باشه بر میدارم و بدستش میارم
تو دلم گفتم من که خیلی دوسش
دارم امیدوارم اونم دوسم داشته
باشه اما دوسم داره که برام سوپ
و شربت و ... فرستاد پس دوسم
داره باید یه کاری کنم که هم
من بتونم بهش اعتراف کنم
هم خودش

دیانا، سوار ماشین شدم
بعد ۲۰ دقیقه رسیدیم خونه
رفتم لباسامو عوض کردم رفتم
تو تخت بخوابم اما خوابم نمی‌برد
وای پاشدم یکم درس های
دانشگاه و خوندم و نوشتم که
خوابم گرفت رفتم تو تخت چشمام
و گذاشتم رو هم خوابم برد

ارسلان، بابا رفت تو اتاق منم
رفتم تو اتاق رو تخت درازش
کشیدم با فکر به حال بعدی
خودمو دیانا خوابم برد
دیدگاه ها (۲۰)

دیانا جانم تولدت خیلی مبارک باشهجغد خوشگل آذر ماهی باحال و ز...

ادیت جدیدم چطوره شده❓️اصکی ممنوع❌️❌️❌️#به_امید_بازگشت_اردیا🥺...

رمان رویای من پارت ۸۶حمید، نه سلیقه ات به مادرت رفته ای کاش ...

پروفایل جدید گمومون نکنید قشنگا💫❤️

شکلات تلخ من 🍫(p19)سرشو بالا آورد جونگکوک رو دید که بغلش کرد...

رمان بغلی پارت ۲۱۵و۲۱۶.....حال .......ارسلان: چیشد پس_:یکم ت...

وحشی پارت9+۱۸-ات میگم این پسره کی بود +یکی مثل تو بود -چی +ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط