زلف شب گون تو با ماه رخت کرد تضاد

زلف شب گون تو با ماه رُخَت کرد تضاد
آن دمی کز شکن زلف تو بر روی افتاد

عکس مستانه ی چشمم به نگاه تو نشست
لعل می ریز کمانت چو به لب هام افتاد

آتشین جوشش باده دل ما برد که باز
شهد شیرین لبت بر می در جام افتاد

علتْ آن شعله ی شوخِ خم ابروی تو بود
ضعف رشکی که دلم در طلب خام افتاد

عشوه کوتاه بدار و دمی با من بنشین
که دل از شوقِ نگاهت به تب و تاب افتاد

واله
دیدگاه ها (۰)

آدمی گاهی ،آن چنان دلتنگ کسی می شودکه اگر او از این دلتنگی ب...

فرهنگ چیست؟فرهنگ یعنی: عذرخواهی نشانه‌ی ضعف نیست.فرهنگ یعنی:...

اﺳﺘﺎﺩﯼ ﺍﺯ ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﭘﺮﺳﯿﺪ: به نظر ﺷﻤﺎ ﭼﻪ ﭼﯿﺰ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺭﺍ ﺯﯾﺒﺎ...

ما بعد رفتن کسی که دوسش داشتیم ؛ نمردیم ،فقط دیگه خودمون نب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط