عشق چه بی صدا در میزند و بی باز شدن در وارد میشود

عشق چه بی صدا در می‌زند و بی باز شدن در وارد می‌شود
بی انتها‌ترین عشق من
نازنینم

سال‌هاست راه را برای آمدنت پر از عطر یاس کرده‌ام
می‌دانستم می‌آیی و من چشم به راه آمدنت بودم
با فرشی از مخمل گل‌ها و قلبی سرشار از شوق
آمدی و چه خوش بود آمدنت
و چه بی‌رنگ شد انتظار در نگاه زیبای تو

و من
سرشار از بهانه‌ با تو بودن شدم
کاش می‌شد بهانه‌ها را پاسخی شایسته داد
کاش نگاه دل فریب تو ماندگار و همیشگی بود
و من
سال‌ها از تپش قبلم برای تو پر توان می‌شدم
با این همه قدر دان تک تک لحظه‌های با تو بودنم
حتی اگر شایستگی ماندن در کنارت را نداشته باشم

به خود می‌بالم که با تو بودن را هر چند اندک تجربه می‌کنم
و سال‌ها خاطرم از حضور روشن تو پر نور خواهد بود
و همچنان جاده از عطر حضور تو تا بی‌انتها معطر
لحظه‌های با تو بودن زیبا و فراموش ناشدنی است
و من می‌خواهم تا باز زیباترین لحظه‌ها را با تو تجربه کنم
بی‌انتها‌ترین عشق من دوستت دارم
دیدگاه ها (۱۰)

قلبم را به تو دادم که عشق منی، با تو آمدم، آمدم تا جایی که ت...

براى “اتفاق خوب” زندگى ات منتظر باشهر قدر كه لازم است!اصلاً ...

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

می‌خواستم با تنهایی کنار بیایم، دلم با تنهایی کنار نیامدرفت ...

با همه ی بی سر و سامانی امباز به دنبالِ #پریشانی امطاقتِ فرس...

عاشقانه های شبنم

🌱🍒ای سایه ی خیال و تمنای من سلام ای منتظر نشسته به رویای من ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط