خاطرات...

خاطرات...
عنصری که در مواقع غیر ضروری سر و کله‌اش بی مهابا پیدا می شود.
زیستن را مختل میکند،
درد را تا مویرگ های قلب می کشاند،
هیچ حسی در سینه بجز خفگی نمی گذارد،
و بی رحمانه در کویر خشک دل می تازد.
خاطرات در ظاهر فقط یک حس قلبی است؛ ما اگر شروع به چرخیدن در زبان و ذهن کند به طلایه دار سپاه درد در وجود انسان تبدیل می شود.
مواظب خاطرات باشید اگر افسار پاره کند بند دلتان را پاره خواهدکرد
دیدگاه ها (۰)

لذت داشتن یه عشق خوب تو یه دنیای بد مثل خوردن یه فنجون قهوه ...

راست گفتی سهراب دلخوشی ها کم نیست ،مثلِ یک سفره ی باز تکه نا...

نفس بکش...عمیق ، آرام ، شادمان...! بگو غم رد شود که قلبت ، آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط