نــیــازو تــو خــودم #کشــتم ، کـــه هـرگز تانشه پشتم

نــیــازو تــو خــودم #کشــتم ، کـــه هـرگز تانشه پشتم
زدم برچـــهــره ام سیــلی ، کـــه هـرگز وانشه مشتم

من آن #خنجر به پهلویـم ، کـــه #دردم را نمی گویم
به زیر ضربــه هــای #غــم ، نیـوفتــد خم به ابــروم
مــرا اینــگونــه گـرخــواهــی ، دلــت را آشــیانــم کن
مــن آن نشــکــستــنــی هســتــم ، بیـــاو امتحــانـم کن
بیـــاو امتحــانـم #پروردگارم
ما آدم ها خوب بلدیم بعد از شنیدن
داستان زندگی دیگران در دلمان بگوییم :
اگر من بودم هرگز این کار را نمی کردم ..
اما بی برو برگرد روزی خواهد رسید که
آن " هرگزِ با اطمینان " ما را وسط همان
داستان پرت می کند و مشغولِ همان
عملِ نکوهش شده ..
کاش می دانستیم قصه های زندگی
تکراری اند، فقط جای شخصیت ها عوض می شوند ...

#
#باران
#خاص
خنجر#
دیدگاه ها (۰)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⓪_بخش دوم_یک چوب خشک از روی زمی...

خجالت نکش

خجالت نکش

خجالت نکش

خجالت نکش

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت سوم :د)- این ریختن خون نیست ...

🚨 طنز تلخدو پیرمرد ٩٠ ساله، به نامهاى بهمن و خسرو، دوستان بس...

🚨 طنز تلخدو پیرمرد ٩٠ ساله، به نامهاى بهمن و خسرو، دوستان بس...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ²کیم ته‌وون، پدر عمارت، ...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊³اگر همه جا تاریک بود، دوباره بنگر شاید نور، خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط