really love

really love
Part¹³

-من با جونگکوک خیلی راحتم و اون از همه با من بهتره
لیسا پوزخند محوی زد که از چشم من دور نموند
موقع بازی همش نگاهم به جونگکوک بود،چرا؟چرا انقدر از قبل بهش بیشتر وابسته شدم؟چرا دلم نمیخواد این مسافرت تموم شه تا بیشتر پیشش بخوابم؟
شوگا یه خمیازه کشید:نمیاید بریم؟یا اینجا میخوابید؟
جیهوپ:طبیعت اینجا واقعا قشنگه!نمیشه اینجا بخوابیم؟(ذوق)
جیسو:واقعا!من که اینجا میخوابم شمارو نمیدونم
-مثل ادم بگید اینجا بخوابیم. پاشید بریم تو دارم از سرما یخ میزنم
رفتیم داخل که دخترا لب پنجره می‌خوابیدن و پسرا کنارشون..لیسا از قسد به جونگکوک گفت
لیسا:جونگکوک میشه جامونو عوض کنیم؟اونجا خیلی سرده
جونگکوک تایید داد و منی که نمیدونستم چجوری ذوقم رو مخفی کنم
وایسا یه ثانیه..چرا یونگی رفت کنار لیسا؟نکنه...
با خوابیدن جونگکوک کنارم از تخیلاتم بیرون اومدم. پشتش رو بهم کرد و خوابید،یکم ناراحت شدم و
[ویو جونگکوک]
پشت به لیلی خوابیدم..راستش میخواستم واکنشش رو ببینم..صدای تکون خوردنش و اینکه روشو‌ اونور کرده شنیده شد
برگشتم سمتش..حدسم درست بود!
اروم از پشت بغلش کردم که دستمو پَس زد فکر کنم قهره..دوباره بغلش کردم و دوباره پس زد
در گوشش گفتم(تمام حرف ها ارومه)
+این خانوم کوچولو قهره؟
-جونگکوک ولم کن(سرد)
+قهری؟ببخشید کوچولو
-نمیتونی هرکاری میخوای بکنی آقای جئون
از کلمه ی آقای جئون فهمیدم که خیلی ناراحت شده اما چرا انقدر نسبت به من حساسه؟
محکم بغلش کردم..عمرا اگه میتونست پَسَم بزنه
-جونگکوک لطفا ولم کن..ازت ناراحتم میفهمی؟(بغض)
+چ..چرا بغض کردی؟ببخشید میخواستم ببینم واکنشت چیه. دیگه تکرار نمیشه
سرشو برگردوند و با چشمای اشکیش مواجه شدم..خب حتما توی این دوران احساساتی شده
+دیگه گریه نکن لعنتی..طاقت ندارم اشکاتو ببینم
اشکاشو پاک کرد و برگشت سمت
-این آخرین باره که مبخشمت
چرا انقدر خوشحال شدم؟محکم تر بغلش کرد..
-جو..جونگ..جونگکوک..له..شدم
ولش کردم و بعد گفتن شب بخیر خوابیدیم..یکی از عادت هایی که چندوقته از لیلی فهمیدم اینه که عادت داره پاشو بذاره روی بالشت یا چیزی،اروم یکی از پاهاشو گذاشت روم و خوابید
فردا صبح با صدای جین هیونگ پا شدم..لیلی انقدر محکم بغلم کرده بود که به سختی بلند شدم
جین:جونگکوک بیدار شو..یه چیزی رو ببین
اروم بلند شدم و با صحنه ای که دیدم لبخند روی لبم اومد
همه به غیر از من و جین هیونگ خواب بودیم
شوگا مثل پیشی بغل لیسا..رزی مثل خرگوش بغل تهیونگ و لیلی که با بلند شدن من چرخیده بود و داشت وول میخورد
جین یه عکس نشونم داد"لیلی انقدر توی بغلم با ارامش خوابیده بود و من دستمو دورش حلقه کرده بودم"
جین:جونگکوک..شرط میبندم لیلی هم دوسِت داره
با حرف هیونگ یاد دیشب افتادم..قطعا اینهمه احساسات الکی نیست..اگه هرکی پشت بهش میخوابید ناراحت نمیشد
+شاید..نمیدونم
جین:اوکی میخواستم همینو ببینی بگیر بخواب(خنده)

(ساعت ۸ صبح)
چشمامو باز کردم..لیلی خواب بود
چرا هروقت بیدار میشم اولین چیزی که به ذهنم میاد اونه؟انقدر عاشقشم؟
اونم اروم چشاشو باز کرد که باهم چشم‌تو‌چشم شدیم..با یه لبخند سکوت شکست
-صبح بخیر
+صبح توهم بخیر کوچولو(خنده)
بلند شد و رفت...
---------------------------------
ادامه دارد...
یه چیزی بگم؟عاشقتونمممممممم یعنی بوس به کلتون🌷💍
دیدگاه ها (۳)

really love part¹⁴ رفت بیرون.موقع رفتن بود..وسایلارو جمع کرد...

really lovepart¹⁵رژیم یخ بود...لیلی وقتی با دخترا دبیو کرده ...

really love part¹²که احساس کردم یه چیزی داره دستمو چنگ میزنه...

really love Part¹¹بعد ۳۰مین رسیدیم که اونجا واقعا قشنگ بودسر...

پارت ۴ #ازداوج_اجباری ویو یونگی بعد اینکه تو بغلم بود میخواس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط