عاشقانه های شبنم
حالم خراب بود و کسی باورش نشد
شادی نقاب بود و کسی باورش نشد
*قلبم تمام عمر چنان زلف در همش
در پیچ و تاب بود و کسی باورش نشد
گفتند این و آن که بگو دوست داریَش
او یک سراب بود و کسی باورش نشد
او یک بهشت بود ولی از بهشتِ او
سهمم عذاب بود و کسی باورش نشد
پرسید با کنایه که "من گفته ام نرو ؟
پرسش جواب بود و کسی باورش نشد ...
شادی نقاب بود و کسی باورش نشد
*قلبم تمام عمر چنان زلف در همش
در پیچ و تاب بود و کسی باورش نشد
گفتند این و آن که بگو دوست داریَش
او یک سراب بود و کسی باورش نشد
او یک بهشت بود ولی از بهشتِ او
سهمم عذاب بود و کسی باورش نشد
پرسید با کنایه که "من گفته ام نرو ؟
پرسش جواب بود و کسی باورش نشد ...
- ۷۶۵
- ۱۳ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط