دنیای مجازی ولی واقعی این روزا خیلی می ترسم

دنیای مجازی ولی واقعی این روزا خیلی می ترسم

دنیای مجازی ولی واقعی این روزا خیلی می ترسم
مثل همون روزای بچگیم که وقتی می رفتم
بازار از هجوم رفت و آمد آدما به گوشه چادر مادرم پناه می بردم
وقتی برای رد شدن از عرض خیابون با چراغ سبزی
که چراغ‌ راهنما نشون میداد بازم پناهم مادرم بود با دستاش
و حالا بیشتر می ترسم وقتی دنیای مجازی و واقعی
شکل و شمائلشون اینقدر متفاوت و در عین حال جذابه
دنیایی که به سرعت نور با آدمایی که فرسنگ ها ازت دورن
هم کلام میشی و خیلیا با دلت جور میشن
اما روی دیگه این سکه وقتیه که بعضیا دست دلتو به بازی می گیرن
و بویی از مرام و معرفت نبردن و ناعادلانه شعورتو گردن می زنن
من می ترسم سکه دو روی مجازی گاهی اوقات سکه انسانیت رو می شکنه
و از قیمت میندازه من می ترسم و واژه برای عشق کم میارم
من می ترسم من از واژه ها هم می ترسم
درسته در و دیوار نداره مجازی اما بی در و پیکر هم نیست که احساس آدما.

#مرتضی_خدام
دیدگاه ها (۷)

پارت: 29 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*شب فضای خونه از هوای پیست ...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۳✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

My lovely neighbor part : 71

داستان های عشق واقعی هرگز پایانی ندارند.

لایک به این حجاب زیبا... دمتون گرم خواهر! ·٠•●✿ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ✿●•...

لایک به این حجاب زیبا... دمتون گرم خواهر! *بانو... همان طور ...

اکثر زنها فقط یکبار عمیقاً عاشق می شن، فقط زنان عاشق وقتی مع...

تنهایی وقتی درد داره که دور و ورت پر از آدم باشه. پر از سای...

.میگه عشق و عاشقی‌های مجازی، هیچی جز علافی نیست! فقط وقت و ع...

Main Character | P2

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط