آدم از دست خودش سير که شد مي ميرد

آدم از دست خودش سير که شد مي ميرد
مثل پروانه کمي پير که شد مي ميرد
 
 زندگي پنجره اي رو به تماشاست،ولي
بسته و خسته و دلگير که شد مي ميرد
 
 عشق،رقصيدن ماهي ست؛که اقيانوسي ست
به دم و بازدمي دير که شد مي ميرد
 
شعر،نيلوفر آبيست،شناور در عشق
سهم يک برکه ي دلگير که شد مي ميرد
 
 گريه گاهي ملکوتي است ،غزل آلوده
بغض آلود و نفس گير که شد مي ميرد
 
مرد آن است پلنگانه بتازد تا عشق
بسته ي کُـنده و زنجير که شد مي ميرد.
دیدگاه ها (۰)

آرامش سهم دقایق زندگیتون اجرای زیبایی ازاستاد #انوشیروان_روح...

چو از این کویر وحشتبه سلامتی گذشتیبه شکوفه ها ، به بارانبرسا...

هر چیزی در خیال بگنجد واقع است👤مولانا

فکر کردن به تو...پنهانی ترین کار زندگی من است...و تو...پنهان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط