تارکوفسکی بزرگ

من عاشق لبخندهایت نبودم,,
آنها را . همه دوست داشتند...
من عاشق اندوهی بودم که پشت
لبخندت پنهان شده بود.
عاشق آن سکوت. که هیچکس حوصله ی شنیدنش را نداشت..
عاشق آن خستگیه عمیقی. که پشت پلکها. و درون چشمهایت لانه کرده بود..
گویا سالها بود که زندگی، آرام آرام از
شانه هایت بالا رفته و بر روحت
سنگینی میکرد..🩶🥀🩶
#ویسگون
#کلیپ
#دپ
#غمگین
#ویسگونی
#موزیک_خاص
#شعرک
#صعب العلاج
دیدگاه ها (۰)

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

جین با نگاه به خانه گفت:«خب... من فقط امیدوارم این یکی از او...

پارت: ۲ (بخش ۱) **زاویه دید: زین**قطره‌ای عرق از خط رویش موه...

جونگکوک شانه بالا انداخت سپس تند گفت : نه مادر میخواستم بدون...

بی حوصله‌ای. آسمان روی سرت سنگینی می کند. دهانت تلخ است ودست...

سناریو توکیو ریونجرز

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 74✦....................

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 169✦..........................

عشق بی رحم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط