دلم بچگی‍‍مو میخواد،

دلم بچگی‍‍مو میخواد،
دیگه دلم نه پول میخواد،
نه آغوش،نه مهمونی،نه حتے آینده،
دلم بچگی‍‍مو میخواد،
پاهاے شنی،دستاے ڪاڪویی،
دلم میخوادوقتے بلال میخورم
ڪل صورتم ذغالے شه،
100بار یه سرسره ے 1مترے رو
برم بازم خسته نشم،
چایے رو با 10 تا قند بخورم،
بستنے وپفک وچیپس ولواشڪ
رو باهم بخورم،سر چیزاے مسخره
اینقدر بخندم،ڪه بیوفتم ڪف اتاق،
عیدیامو بریزم تو قلڪ،
دلم میخواد بازم یواشڪی
روے دیوار نقاشے بڪشم،
،دلم میخواد وقتے گریه میڪنم،
مادرم اشڪمو پاک ڪنه نه پیرهنم،
دلم میخواد شبا تو خواب غلت بزنم
نه اینڪه حرف بزنم،
100 تومن توجیبم باشه ولی
دلم خوش باشه،
از شاخه درختا بالا برم؛
ولم ڪنے تا صبح تو شهربازے بمونم...
بزرگترین اشتباهم این بود ڪه
آرزو ڪردم بزرگ شم،
دنیاے بزرگا خیلے سردوتنهاست....
دیدگاه ها (۰)

پاییزِ ڪوچڪِ من، گنجایشِ هزار بهارگنجایشِ هزار شڪفتن داردپای...

قسم ب دلهای خسته

فرق آدم‌ دل‌ مرده‌با دیوونه فقط یه نفسهپس‌دتا میتونی‌ دیوونه...

منصفانه تر بود ڪه هرڪس فقط تاوانِنفهمے خودش را میداد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط