یه مادر مهربونی انشایی که بهتون گفته بودم رو گزارش کرد

یه مادر مهربونی انشایی که بهتون گفته بودم رو گزارش کرد
سرعتش تو حلقم
اصن ۵ دقیقه نگذشته بود
خواستم بهش بگم
مادرتو
خواهرتو
باهم برای شام دعوت کردم
دیدگاه ها (۲۴)

...🤡😂

بچه ها زنگ زدیم با دوستم ایسگا گیری😂اگه شد از ویس هاشون ویدی...

بچه ها احتمالا من امروز نتونم پست بذارم یا بیام ویسچون نتم د...

تسلیت میگم عقلش رو از دست داده😂😂

#عاشقت _شدم پارت ششمتهیونگ:دیگه نتونستم جلو خودم رو بگیرم و ...

عشق در تاریکی پارت: ۱۰• چی میگن باهم _ ها هیچی •صحیح * خب بی...

ضعف ممنوعه  Forbidden Weaknessp.85  (روایت از زبان ا.ت)---سه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط