من درحال نگاه کردن که دارن تمام شهر به نابود میکشن بابا
*من درحال نگاه کردن که دارن تمام شهر به نابود میکشن بابا هام من رو صندلی نشستم آبمیو میخورم🍹* ساجو:بابا نزدیک اینجا نیاین برای جنگ هردو:اوک. ساجو: چیه آرامشی عالی *درحال که دراز کشیدم با صدای آرام گفتم* *ساجو هیناتا دید و سریع به سمت رفت و سفت بغلش کرد*
- ۱.۲k
- ۱۷ فروردین ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط