من درحال نگاه کردن که دارن تمام شهر به نابود میکشن بابا

*من درحال نگاه کردن که دارن تمام شهر به نابود میکشن بابا هام من رو صندلی نشستم آبمیو میخورم🍹* ساجو:بابا نزدیک اینجا نیاین برای جنگ هردو:اوک. ساجو: چیه آرامشی عالی *درحال که دراز کشیدم با صدای آرام گفتم* *ساجو هیناتا دید و سریع به سمت رفت و سفت بغلش کرد*
دیدگاه ها (۱)

تو گوه خوردی من مراقب اون ک®$°√€ نمیشم یعنی سوکونا نروووووو

عشق مافیا

+باشه (با گریه )+چون حالم بخاطر دیشب خوب نبود پس حرف(وایسا ا...

part40ویلیام از اتاق رفت بیرون منم دراز کشیدم و به فکر ته شب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط