دارم مثل گاو درس میخونم و تو ویسگون میچرخم فردا امتحان دا

دارم مثل گاو درس میخونم و تو ویسگون میچرخم فردا امتحان دارم خودشم از همه درسا دانش زبانی و ایناشون میاد کلا زیر ده میشم میفتم آره ننم منو حتی از کهکشان های همسایه کهکشان راه شیری هم بیرون می‌کنه هیچ دگ خواستم بگم صلوات و فاتحه واسه خودم و سیف الله ک میرینیم البته همگی میرینیم اینام مث سیریشا میفرستنمون دفتر بعد ب ننه بابامون زنگ میزنن ، امروز نگفته بودن فارسی میاریم بعد منم نبردم البتح چند نفر نیاورده بودن بعد این گهبه منو فرستاد دفتر این طوری بود ک پاشو برو دفتر منم بی سر و صدا خیلی مودب پاشدم وقتی هم که از در میخواستم برم بیرون گفتم ک تنها من نیستم ک منو میفرستین دفتر بعد اونم گفت کیا مگ نیاوردن بیست نفر دستشونو آوردن بالا ب من گفت بشین سر جات بعد معلم ریاضیمون سوالایی ب سختی و پیچیده بودن قیافه عنش داده بود بعد همه زیر ده شدیم قرار شد دوباره امتحان بگیره ما هم گشنگگگگگگ زنگ آخر داشتیم میریدیم ب هیکلش هیچی دگ پر شده بودم الانم میرم دوباره مث گاو فارسی بخونم
دیدگاه ها (۷)

#meچرا احساس میکنم تو عکس چشام چپ شده😐🔪

چرا زود تر نشناختمتون🥲💜

بچه ها فالوش کنید رمانش خیلی خوبه پیج اصلیش بسته شده و فعالی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط