رواست من که بمیرم از این غمی که تو داری ... که خون مردم غ

رواست من که بمیرم از این غمی که تو داری ... که خون مردم غزه روان شدست و جاری ... جنایتی نبود کین رژیم نحس حرامی..نکرده باشد و چشمان رواست خون که بباری #مصطفی_قدرتی ( #گلچین_شاتوری ) #نفسم_خداس #شعر_خودم
دیدگاه ها (۰)

پارت هشت

سایه ای در راهرو های نقره ای

چند اشاره به کر و کورهای روزگار ...از #دختر #سردار ، #زینب #...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⓪_بخش دوم_یک چوب خشک از روی زمی...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷⓿وقتی انسان آموخت که چگونه با رنج هایشتنها بماند...

My Arirang Part 6

### پارت ۴: سایه‌ی حسادتسکوتِ سنگینِ بعد از اون بوسه، مثل سم...

Part "69"☆ویو تهیونگ☆پشت میز چوبیِ غبارگرفته ایستادیم. کشوها...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۶۳چشمهای بسته شده ی ...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وششم | گناهی که مال او نبودشب...سکوت سن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط