🍒🌱سرِ صبحی

🍒🌱سرِ صبحی
دریا را تویِ یک فنجان گل سرخی ریختم و سر کشیدم
سرِ صبحی
آفتاب را با آواز گنجشک های عاشق
وسط آسمانِ چشم هایم رقصاندم
سر صبحی صبح را خنداندم
آدم
تو را که داشته باشد
همه ساعت هایش سر صبحند
تازه و پر نور و بخیر...🍒🌱

 

| معصومه صابر |
دیدگاه ها (۵)

🍒🌱جور خوبان به که باید گفتن🍒🌱

🌱🍒کِه مرا بُرد به یغما...🌱🍒

🍒🌱دلم از دست غمت دامن صحرا بگرفت🍒🌱

🌱🍒ﺩل بستهﺍﻡ ﺑﻪ ﻏﻢ، ﮐﻪ ﺟﺰ ﺍﻭ ﻫﺮ ﮐﻪ ﺩﯾﺪﻩﺍﻡﯾﺎ ﺩﯾﺮ ﺁﻣﺪهﺳﺖ ﻭ ﯾﺎ ﺯ...

پارت ۲۲صبح اول صبح، اوبیتو حس کرد بیش تر از این نمیتواند تاب...

🍃بِسْـمِ ٱللهِ ٱلْرَّحْمٰـنِ الْرَّحیـمْ🍃🌸 الهی!! متواضع و م...

پارت ۳۴N:"مطمئنی اشکال نداره امشب بخوابم اینجا؟"ناروتو ایستا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط