عاشقانه های شبنم

هر روز در میان غزل ها به دست خود
از سرد آفریدن دل‌ها دلم گرفت
ای زندگی بایست، که خُرد و شکسته ام
از رسم ناشنیدن دل‌ها دلم گرفت
از رسم این زمانه و از دستِ روزگار
از زیر و رو کشیدن دل‌ها دلم گرفت
ای زندگی بایست،، وَ من را پیاده کن
از زیر و رو کشیدن دل‌های چندرنگ
از زیر و رو کشیدن دنیا دلم گرفت
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه های شبنم درکنارعزیزترینم

عاشقانه باصاحب الزمان

عاشقانه های شبنم بیادعزیزترینم

عاشقانه های شبنم

فارغ مرا ز رهگذر صبح و شام کنکار مرا به گردش چشمی تمام کنبگش...

ولی باور کنید مرگ ترس نداره،یک بار اتفاق می‌افته و بعدش تموم...

#دلنوشته_کپی_ممنوع_گاهی آدم به جایی می‌رسد که دیگر نه می‌جنگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط