من بار ها حس کردن

من بار ها حس کردن
راستی بچه ها از اون دختره جداشدم یه دوست دوقلو پیدا کردم دختر آمده گفته چرا یجوری شدی چرا سرد شدی بعد سر کلاس اومده به دوستم توهین کرده بعد بهش میگم حدتو بدون بی ادبی نکن میگه چه زود منو فروختی بهش گفتم دلیل نمیشه باهات دوستم بی احترامی کنی و منم پشتت رو بگیرم الان تو اینجا کرم ریختی
اعصابمو خورد کرده
دیدگاه ها (۲)

حق

.𝓜𝓮, 𝔂𝓸𝓾 𝓪𝓷𝓭 𝓪 𝓷𝓸من°تو°و°یک°نه.🪄.🔮.🪄پارت ۳۱: ساعت ۱۰ صبح، را...

سناریو هایکیو👀🤏اگه رومون دست بلند کنن...پارت ¹هیناتا:حتی فکر...

رمان تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط