ایدل من

(ویو تو جنگل)

یونگی: دست ات گرفتم رفتیم داخل جنگل نسبتا جنگل بزرگی بود که کنارش یک رود قشنگ بود

نامجون: داشتم با بچها حرف میزدن که یهو دیدم اون دوتا اومدن


نانا: جیمین*لوس*

جیمین: بله عشقم*بم*

ات: یااااا عشقم؟

جیمین: ما بهم اعتراف کردیم🥹

یونگی: مبارک باشه

جسیکا: یونگیی میری ابجوهارو از تو ماشین بیاری؟؟

یونگی: یس

نامجون: هوی ات چرا گردنت کبوده هان؟


ات: چیزی نی پشه نیشم زده🙄

یونگی: سلاممم من اومدم

نامجون: سلام پشه جان😈

جیمین: او شت🙄!!!


ات: یااااا نامجوننننن بسکننن!

رونا: جیهوپپپپپ بیا بریم اب بازی

هوپی: باشه عزیزم

ات: یونگیییی بیا بریم من لباسامو عوض کنم از تو ماشبن لباسامو درارم دخترا لباسای شمارو هم بیارم؟


دخترا: یس


داشتیم میرفتیم سمت ماشین که یونگی دستم گرفتن بالا چسبوندم به ماشین

یونگی: ات رفتیم اونجا از پیش خودم جم نمیخوری هااا

ات: غیرتی شدی.؟؟ 😈

یونگی سرش برد نزدیک گوش ات گفت

یونگی: کاری نکن یکاری کنم تا3ماه راه نری بیب

ات: یااااا دستمو ول کن

یونگی: به ددی بوس نمیدی؟؟

ات: یک بوسه سطحی کاشتم رو لبش که ولم کرد

لباس پوشیدم که یونگی گفت بیا بلوز خودمو بپوش اون کوتاعه

خیلی کراش شده بودم ولی نگاهای سنگین یونگی رو هودم حس میکردم🙄


نامجون: هوی شما باهم قرار میزارید.؟

ات: اره😅

یونگی: بیب بیا بریم تو اب نامجون زیاد زر میزنه

نامجون: خدایااااااا


(ویو تو خونه)


این پارت کم بود خیلی خودم میدونم ولی اینو گزاشتم تا بگم تا شب نمیتونم هیچ پارتی بزارم

راستی یک سوال از پارت اسمات خوشتون میاد؟؟؟
دیدگاه ها (۴)

ایدل من

ایدل من

ایدل من

ایدل من

خون آشام من My vampire 🦇 part24ویو ات فکر کرده کیه دختره ی ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط