━━━

━━━

🩵-| هر زمان که نامجون رو می‌بینم، این تئوری داخل ذهنم نوشته میشه:

"پادشاه طبیعت نامجون، بر خلاف تمام جانشینانش روی زمین، مثل انسان‌ها زندگی می‌کرد. اون عاشق بود، عاشق پژواک نسیم که فقط باعث می‌شد پروانه‌ها توی دلش به رقص در بیان.
اون دلش رو به صدای نسیم، به پیچیدنش به دور بدنش زمانی که با دوچرخه‌ی محبوبش توی خیابون پدال می‌زد، باخته بود.
پادشاه طبیعت این حقیقت رو می‌دونست که بدون اکسیژنی که نسیم بهش هدیه می‌کرد، هیچوقت نمی‌تونه انقدر آروم بمونه🪴🫀"
دیدگاه ها (۰)

━━━💌-| اگه زمین خوردی و زخمی شدی مشکلی نیست، تنها کاری که با...

📃-| سوال اول :اولین بنگتن بمب در چه تاریخی منتشر شد ؟ ━━━📃-|...

درخواستی

بی‌تی‌اس تنها خوانندگانی هستند که جزو لیست The Legacy Makers...

chapter 2pنفس‌هایِ هر دو نفر، کم‌کم آروم گرفت. گرمایِ آغوشِ ...

chapter 2p24ساعت از نیمه‌شب گذشته بود. شهر زیرِ سیاهیِ مطلق ...

همیشه فکر می‌کردم سبز، فقط یه رنگِ ساده‌ست؛ اما حالا که نگاه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط