دردها را سربه سر انباشتند انتظار سینه ما داشتند

دردها را سربه سر انباشتند انتظار سینه ما داشتند
دیدگاه ها (۰)

ـ ــــــــبعضی ناراحتیا سالها که بگذره تو قلبت میمونهاز ذهنت...

هیچکس نمیداند اما آدمی به نقطه ای میرسد کهپِی میبرد قرار نیس...

🥀💔🖤و شاید این آخرین پُستی باشه که گذاشتم

فکر کردن به توپنهانی‌ترین کار زندگی من استو تو پنهانی‌ترین د...

#شعر_معاصر 🍂✨دردهارا سر به سر انباشتندانتظار سینه ما داشتند....

بیکار بودم رفتم سربه سر روانشناس گذاشتم! خواستم بگم زیاد سرب...

منو از دردها نترسون ،چون من از دردها ساخته شدم:))))

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط