مردی که برای از دست دادن خر خود جشن گرفت!

حکایت ۸۰۰ سال پیش مولوی درباره جوگیر شدن;
حکایت معروف «خر برفت» مولانا؛ داستان مرد ساده‌دلی که آن‌قدر تحت تأثیر جمع قرار گرفت که همراه دیگران برای از دست رفتن خر خودش جشن گرفت!

این داستان طنز و آموزنده، بازآفرینی امروزی یکی از حکایت‌های مشهور مثنوی معنوی مولاناست؛ حکایت مسافری که با خر خود به محل اقامت گروهی می‌رسد، اما دیگران خر او را می‌فروشند و پولش را خرج خورد و خوراک و جشن می‌کنند.

«خر برفت» فقط یک قصه طنز نیست؛ حکایتی درباره تقلید کورکورانه، ظاهربینی، جوگیری و همراه شدن با جمع بدون اینکه بدانیم واقعاً چه اتفاقی در حال رخ دادن است.

این ویدیو بازآفرینی طنز و امروزی حکایتی از مثنوی معنوی مولانا، دفتر دوم است.

اگر به حکایت‌های مولانا، مثنوی به زبان ساده، داستان‌های فارسی، قصه‌های آموزنده و روایت طنز آثار ادبی ایران علاقه دارید، این داستان را از دست ندهید.

به نظر شما مقصر اصلی داستان چه کسی بود؛ شیادها، نگهبان یا خود مرد ساده‌دل؟

نظرتان را در کامنت‌ها بنویسید.

#مولانا #خر_برفت #داستان_فارسی
دیدگاه ها (۰)

تنها فنی که بهترین کشتیگیر شهر بلد نبود!

سرنوشت پادشاهی که به دم یک گربه گره خورد بود!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط