به خودم آمدم انگار توی درمن بود

به خودم آمدم انگار توی درمن بود
این کمی بیشتراز دل به کسی بستن بود...

*علیرضا آذر *
دیدگاه ها (۰)

چشمانَتهمان اتفاقیست که هر لحظه شهر دلِ من را گرم می کند...

وقتی با نگاهی عاشقانه به من مینگری قلبم از تپیدن می ایستدزیر...

من دوست دارم قد قشنگی چشمانتقدعشقی که توی صداتِقدحرفهای توی ...

قلبم را لمس کن،تاکه خودت حس کنیتمامش از عشق تو پر شده...

قول دادم فراموشت کنم

انگار این متن و خودم نوشتم⁦ಥ⁠_⁠ಥ⁩

‌ ꩜

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط