رمان ملک قلبم

رمان ملک قلبم

پارت ۵۹

... بعد ۲۰ دقیقه ...

دیانا، ارسلان بریم من آماده ام

ارسلان، بریم عسلم

دیانا، سوار ماشین شدیم آدرس رو به ارسلان دادم

... بعد ۴۰ دقیقه ...

ارسلان، رسیدیم

دیانا، زنگ رو زدن درو باز کرد سلام ستی دلم برات خیلی تنگ شده بود

ستی،منم عشقم

دیانا، ستایش تازه چشمش به ارسلان افتاد

ستایش، سلام دیانا خانم معرفی نمی‌کنید

دیانا، آقا ارسلان شوهرم

ستایش، نامرد بی خبر

دیانا، یهویی شد

ستایش، خوش بختم ارسلان

دیانا، آقا ارسلان بگو دهنت عادت کنه ارسلان جون ایشون ستایش دوستم که تعریف کرده بودم

ارسلان، خوش بختم

ستایش، علیرضا جان

علیرضا، جانم

ستایش، مهمون داریم

علیرضا، اومدم سلام دیانا خانم سلام آقای...

ارسلان، ارسلان هستم

علیرضا، آقا ارسلان خوشبختم من علیرضا هستم

ارسلان، همچنین
دیدگاه ها (۰)

رمان ملک قلبم پارت ۶۰دیانا، دیدی اونجوری نیست ارسلان، نباشه ...

رمان ملک قلبم پارت ۶۱ستایش، بچه ها بیاید ناهار ارسلان، کنار ...

رمان ملک قلبم پارت ۵۸ارسلان، همه پسرا یه مدل هستن دیانا، نه ...

رمان ملک قلبم پارت ۵۷دیانا، ارسلان خیلی کسل کنندس ارسلان، چی...

تهکوک

فیک بازی با عشق پارت ۶ته: ارهجیمین: یکی زدم به کلش گوساله جی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط