باران زد و از حال تو ، ما را خبری نیست

باران زد و از حال تو ، ما را خبری نیست
من ماندم و چتری و خیابان و خیالت ...
دیدگاه ها (۰)

قسم بر تیر مژگانت که عاقل بودم و عارفبه تاثیر دو چشمانت شدم ...

گونه ام را آرام بوسید و گفت دختر اینطور به من نگاه نکن این چ...

هیچ چیز غیر ممکن نیست حتی عشق آب و آتشآب مکمل آتش بودوآتش مک...

از اون بالا چجوری درد ما رو تحمل میکنی ؟؟!...مگر تو از عشق‌ ...

میگن هیچ عشقی تو دنیا مثل عشق اولی نیست میگذره یه عمری حتی ا...

همیشه یک نفرپشتِ شلوغی های خیالت هست🕊که مدام دوستت داردکه مد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط