مثل من آیا تو هم با ابرها باریده‌ای؟

مثل من آیا تو هم با ابرها باریده‌ای؟
شب‌درآغوشی‌خیالی تا سحرخوابیده‌ای؟
مثل من آیا زمستان‌های سرد و بی‌بهار
سوزِسرما در بغل،غم در گلو، لرزیده‌ای؟
مـثـلِ من آیا تو هم، ای آشنایِ نوبهـار
شاخه‌‌ای‌از بوستانِ‌بغض‌وحسرت‌چیده‌ای؟
یا که لب روی لبان قاب عکسی بی نفس
عشق‌را ساغربه‌ساغر،لب‌به‌لب نوشیده‌ای؟
یا که‌مثل تک‌درختی خسته‌و بی‌بار و بر
بر تن هر شاخه‌ات پاییز را پوشیده‌ای؟
سر به روی سجده‌ات بر قبله‌ی دلدادگی
از خودت،از عشق،حتی ازخدا رنجیده‌ای؟
در عبورِ خاطراتت، در هجومِ بغض‌ها
ناگهان با بوسه‌‌ بر یک خاطره خندیده‌ای؟
رویِ‌دفتر دست در دستانِ گرم یک خیال
با قلم چرخیده‌ای؟تابیده‌ای؟رقصیده ای؟
ای دلیل شعرهایم، ای هوای هر غزل
اشکهایم را به چشمِ واژه‌هایم دیده‌ای؟
دیدگاه ها (۰)

دلم گرم است چه زیبا خالقی دارمدلم گرم است می دانمکه فردا باز...

دلم گرم است چه زیبا خالقی دارمدلم گرم است می دانمکه فردا باز...

احمد باغینشی

آریو همتی

هرمز فرهادی بابادی

«حُکمِ حَدِّ متافیزیکی: انقیادِ آنتروپیِ معیشتی در مدارِ هژم...

عزیز البریهی

«حُکمِ حَدِّ متافیزیکی: انقیادِ آنتروپیِ معیشتی در مدارِ هژم...

«حُکمِ حَدِّ متافیزیکی: انقیادِ آنتروپیِ معیشتی در مدارِ هژم...

@aliahmadi2014 @aliahmadi2014_2_4

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط