دلم می خواهد

دلم می خواهد
شب هایی که دلتنگم،
تو را از خیالم بیرون بکشم
و کنارت بنشینم!
خیره بر چشمانت
هی برایت چای بریزم،
و هی چای سرد شود
و دلمان گرم...
قشنگ حرف هایمان که گل کرد؛
مثل دوران کودکی
کفش هایت را پنهان کنم
که نتوانی بروی!
غافل از اینکه تو پا برهنه می روی،
که من صدای قدم هایت را نشنوم...
🦋🦋🦋🦋🦋🦋🦋🦋🦋🦋🦋
دیدگاه ها (۰)

حرف‌هایی هستکه باید به تو بگویممثلا بگویم بودنت حواسم را پرت...

واسه تَپشِ این قــلـــــ♡ـــــــبهمیشه بهونه‌ای...

به خدا حافظی تلخ توسوگند نشدکه تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نش...

#باران 🦋

داستان کوتاه: گیرنده ندارد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط