شروع همه قصه ها یکی بود یکی نبود تمام خواسته ی من ساده اس

شروع همه قصه ها یکی بود یکی نبود تمام خواسته ی من ساده است
نه معجزه می خواهم،
نه فتح آسمان ها را...
کافی ست بارانی بیاید
که خیالم را تازه کند،
قهـوه ای بجوشد
که گرمایش در رگ هایم بپیچد،
و هزاران فانتزی دیگر ...
که با آن
تمام جهانم را
از نو بسازم
دیدگاه ها (۰)

تنهایی یعنی یاد بگیری خودت برای خودت همه چیز باشییک دنیا و م...

دَهَمَت به شب امانت دَم صبح پَسَت بگیرم ...🤍راز دل رو میگم

صبحتون به زیباییی طلوع آفتاب تقدیم‌به همگی همراهان خوبم ❤️

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط