تعریف میکنه میگه یه بچه روازغرق شدن نجات دادبردخونه شون پ

تعریف میکنه میگه یه بچه روازغرق شدن نجات دادبردخونه شون پدربچه گفت بایدبرای شام بمونی بعدازشام اومدم سوار ماشین شدم دنده عقب گرفتم همون بچه روزدم هواسم نبودوبچه فوت شدپدربچه گفت بروبسلامت این بچه امروزاجلش رسیده بود تونجاتش دادی ولی بالاخره آنچه مقدربوداتفاق افتادمن ازتوشکایتی ندارم 🌹🫶👌🙏
دیدگاه ها (۰)

گولش میزنه بهش میگه لیوان خالیه 😂

😂👌😘🫶

پارت. 29

لبخند قاتلپارت²²ویو سلینبعد از تموم شدن کلاس، کلارا گفت باید...

برده عمارت جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط