تعریف میکنه میگه یه بچه روازغرق شدن نجات دادبردخونه شون پ

تعریف میکنه میگه یه بچه روازغرق شدن نجات دادبردخونه شون پدربچه گفت بایدبرای شام بمونی بعدازشام اومدم سوار ماشین شدم دنده عقب گرفتم همون بچه روزدم هواسم نبودوبچه فوت شدپدربچه گفت بروبسلامت این بچه امروزاجلش رسیده بود تونجاتش دادی ولی بالاخره آنچه مقدربوداتفاق افتادمن ازتوشکایتی ندارم 🌹🫶👌🙏
دیدگاه ها (۰)

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "25" "ویو جئون آنجلینا"بعد...

پارت: 20 (بخش3) **زاویه دید: زین**«عصر بخیر، خانم‌ها!» تایلر...

Iove and the MoonPart 47ویو یوناصدای تیر توی کل خونه پیچید.ی...

🎀❤️ پارت 22 — ویو تهیونگ❤️🎀تا اومدم حرفم رو بزنم، چشمم افتاد...

𝕿𝖍𝖆𝖙 𝖜𝖆𝖘𝖓'𝖙 𝖙𝖍𝖊 𝖆𝖌𝖗𝖊𝖊𝖒𝖊𝖓𝖙./قرارمون این نبودـــــ𝕻𝖆𝖗𝖙 :: ۳(وی...

تا وقتی قلبمان بیدار بشود

خــــورشــــــیــــد شـــبــــهــامــــ🌗ᴘᴀʀᴛ 49[ویو آرا]صبح ...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²¹﴿ویو راوی﴾دو روز بعد...مدرسه دوباره مث...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط