من خدایی دارم که پدرانه و عاشقانه

من خدایی دارم که پدرانه و عاشقانه
هوای بی پناهی ام را دارد
به من سخت می گیرد تا سرسخت شوم ، خودم را باور کنم ، و روی پای خودم بایستم .
گاهی رهایم می کند تا گم شوم
و از دور مراقب است تا ببیند
چطور مسیر را پیدا می کنم
و موفق می شوم و هرکجا که لازم شد دستانم را می گیرد و هدایتم می کند ، بی آنکه حواسم باشد .
مرا لبه ی پرتگاه می برد تا از ترسِ افتادنم ، پرواز را بلد شوم ،
ولی من خودم بارها زمان اوج گرفتنم ، آغوش مهربانش را پشت سرم دیده ام
که محتاطانه در تمام شرایطی که ترسیده بودم ،
مراقبم بود و هوایم را داشت !
در تمام لحظاتی که اشک می ریختم
و فکر می کردم هیچکس را ندارم ؛
او بود و دلداری ام می داد ،
او بود و نوازشم می کرد ،
او بود و برایم اتفاقاتِ خوب
می فرستاد تا لبخند بزنم
و لبخند می زد ،
وقتی که پیروز می شدم
من اما نمی دیدم
من اما نمی فهمیدم !
او همیشه بود
او همیشه هست ...
کسی که یک نگاه مشتاقِ پدرانه اش
برای قوی تر شدنم کافیست !
و من عاشق و سرسپرده ی همان
خدایی ام که دارد هر روز و به هر
طریقی که شده از من آدمِ بهتری
می سازد ...
دیدگاه ها (۲)

بر روی بوم زندگی هر چیز میخواهی بکشزیبا و زشتش پای توست تقدی...

💧نیاز آبی گیاهان مختلف:🔹نحوه آبیاری گیاهان با نیاز آبی کم: ه...

برای خداوند فرقی ندارد که تو برایش نماز بخوانی یا نه برایش ر...

حالم را پرسیدند ...گفتم: رو به را هم،اما...هیچکس نفهمیدکهرو ...

داستان کوتاه: گیرنده ندارد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط