پیشنهاد دیدن تا اخرش

.
نگفتم برات، یعنی یارو دکتر جدیده گفته نگم .
اگه میشد برات بگم ، تعریف می کردم شبایی که بارون میاد این نبودنت میشه دق ، می شینه بیخ گلوی ما. هی فکری ایم یارو جدیده حواسش هست بهت؟ بلده با تو راه بره زیر بارون؟ بلده تو رو بخندونه ؟ نکنه یه وقت تو رو برنجونه از خودش؟ نکنه بلد نباشه؟ بلده دستاشو بندازه دور کمرت قربون صدقت بره ؟ گم بشه تو چشات، وقتی می خندی؟
بلده . بلد هم نباشه، تو یادش میدی .
شبایی که بارون میاد ما می شینیم اینجا کنج آسایشگاه ، ماییم و این دیوونه قدیمیه که میشناسی و چند تا دیوونه دیگه . یکیمون آواز میخونه، بقیه یاد خودشون میفتن ، یاد دلبر ، یاد بیکسی . نوبتی می میرن تا صبح . سخت میگذره شبای بارونی .
نگفتم اینا رو که دلت بگیره. نگرانتم ، نباید باشم ، دکتر زیاد بهم میگه ، ولی هستم .
دلت اگه گرفت ، موهاتو باز کن ، یه جایی که باد خوب بیاد وایسا. عطر موهات که برسه به من، می دونی که دیوونم، شهرو به هم می ریزم، خودمو میرسونم بهت .
همیشه بخند . دیوونه که نمرده ، میاد می خندونتت .
همین . خلاص .....
#وروجک_لکستان
دیدگاه ها (۰)

.آخر یک شب در نبودت آنقدر گریه خواهم کرد که چشمانم از باران ...

اعتراف میکنم دوست دارمَت !یک جور خاص ...کمی عاشق تر از حَوا ...

.تنهایی که در درون مان داشتیمآن قدر بزرگ شده استکه نمی دانیم...

چند بار به آرزوت رسیدیکه همیشه آرزو میکنی؟؟؟سحر:هیچی#وروجک_ل...

پیشت اومدم...(پارت آخر)

سناریو بلولاک

توکیو ریونجرز🚬موضوع:اگه ما ناخواسته از اونا بخاطر یه رابطه ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط