#شعر_نو

#شعر_نو
ای غم!
نمی دانم روز رسیدن
روزی گام که خواهد بود
اما در این کابوس خون آلود
در پیچ و تاب این شب بن بست
بنگر..!
چه جان های گرامی رفته اند از دست
دردیست چون خنجر
یا خنجری چون درد..💔

✍#هوشنگ_ابتهاج
دیدگاه ها (۲)

گــوش کن سـاز دلم را که شنـیدن داردهمــه شب دل نی عشق تو دمی...

شاید هیچ‌وقت دختری نداشته باشم که موهایش را آرام شانه بزنم، ...

ی عاشقانهگفتمش: شیرین‌ترین آواز چیست؟چشم غمگینش به‌رویم خیره...

طنینِ خشمِ نود میلیون؛ پایانِ عصرِ غارتهمراهِ گرامی، این قطع...

ملتی که سنگر را خالی نکردبسم الله الرحمن الرحیمدویست شب گذشت...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

‌♻️ مسئولیت این روزها با چه کسانی‌ست؟🔹ادعای صهیونیست‌ها علی ...

عاشقانه ها

آدمی در عسرت این لیالی سرد جز تماشای زوال خویش چه دارد؟ما در...

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت چهاردهم(از زبان راوی)سه ماه گذش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط