گاهـے یه حرفایـے رو نمیشه زد،

گاهـے یه حرفایـے رو نمیشه زد،
‏یه اشکایـے رو نمیشه ریخت،
مثل همونجا که ‏ابتهاج میگه:

«سالها ناگفته ماند این شرحِ درد..
سالها...»
دیدگاه ها (۰)

گـاهـے بـعضے حرف هـا از زخـم شمشیــر هم بدترناونقـــدر عمیق ...

زندگـی سخت نیست، غم سختش میکند.. دلها تنگ نیست، انتظار تنگش ...

پرسیدم چقدر دوستم داری؟ گفت: یک عمر و پنج دقیقه ،گفتم پنج دق...

به خدا میخوام خوب باشم، ولی خودتون نمیزارین... :)🎈🖤

گاهي ي حرفايي رو نميشه زد ي اشكايي رو نميشه ريخت مثل جايي ك ...

هوشنگ ابتهاج میگه: تلاش میکنیم یه چیزیو به طرفمون بفهمونیم و...

part7«دخترِ خیابان بارونی – زخمی که اسم داشت»شب آروم بود… و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط