دیشب نشسته بودم رومبل و رفته بودم تو نخ خانوادم.... 

دیشب نشسته بودم رومبل و رفته بودم تو نخ خانوادم.... 

بابام چنان زد پس گردنم و گفت: 
هااااان.... 
چته!!!! 


دوباره جوک کم آوردی واسه اون خراب شده ت 
میخوای مارو سوژه کنی..... 

خداییش خیلی تیزه 😂😂😂😂
.
.
کمترین مهربانی می‌تواند این باشد
که در انتهای شب ، برای آرامش یکدیگر دعا کنیم.🌙

شب خوش 💖
#amd_msn11
دیدگاه ها (۱۵)

دیشب نشسته بودم رومبل ورفته بودم تو نخ خانوادم....بابام چنان...

دیشب نشسته بودم رومبل ورفته بودم تو کوک خانوادم....بابام چنا...

معشوقه وحشی

بدبوی PT3

پارته یک درخواستی چند شاتی شوگا

🥀وقتی فکر میکردی یه دوست عادیه🥀pt39

جوک ۹۳برادرزادم دیروز گریه کرد واسش تبلت خریدن !من بچه بودم ...

part 9سرینا : چشم امره دیگه ای نیست قربان جیمین : آدرس بفرست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط