صحبت های پایانی نامجون
صحبت های پایانی نامجون
🐨: لطفاً ارتباطتون رو با من قطع نکنید. از همهتون ممنونم، صمیمانه. جملهی پایانیِ من برای امروز اینه: قطعاً دلیلی وجود داره که کنسرتِ آخر، "آخرین" کنسرته (چون حس و حال خاصی داره). به لطف شما، من واقعاً خوشحال بودم.
🐨: مچ پام کمکم داره خوب میشه. امیدوارم زیاد نگرانم نباشید.
🐨: توی بخش آرمی تایم، یهو آهنگهای Spring Day و Run پخش شدن. یکیشون نه سال پیش منتشر شده و اون یکی یازده سال پیش. یعنی به طور میانگین حدود ده سال ازشون میگذره.
🐨: وقتی همهمون با هم اونها رو میخوندیم، یادم افتاد که چطور اون موقعها توی اتاقم نشسته بودم و داشتم این متنها رو مینوشتم و ملودیها رو میساختم... کلی فکر و خاطره به ذهنم هجوم آورد.
🐨: به هر حال، همهی ما دورهی سربازی رو گذروندیم و حالا به اینجا رسیدیم. همهی اینها به خاطر شماست. یه دنیا ممنونم. ما بعد از پشت سر گذاشتنِ همهی پستی و بلندیها، الان اینجا ایستادیم.
🐨: فقط همین فکر که الان کنار هم هستیم، بهم آرامش میده؛ ما قطعاً این تور رو با موفقیت به پایان میرسونیم. ما دوباره به سئول برمیگردیم؛ به جایی که واقعاً بهش تعلق داریم. شما منتظرمون میمونید، مگه نه؟
🐨: تازگیها حس میکنم کلمهها همیشه نمیتونن همهچیز رو اونطور که هست منتقل کنن. اما دلم میخواد این حرفها رو دقیقاً همینطوری که هست (از صمیم قلبم) بپذیرید. میخوام بگم که شما رو بیشتر از اون چیزی که بشه با جملهی "دوستتون دارم" بیان کرد، دوست دارم. ممنونم. عاشقتونم.
💜لايک و بازنشر و کامنت یادت نره💜
🐨: لطفاً ارتباطتون رو با من قطع نکنید. از همهتون ممنونم، صمیمانه. جملهی پایانیِ من برای امروز اینه: قطعاً دلیلی وجود داره که کنسرتِ آخر، "آخرین" کنسرته (چون حس و حال خاصی داره). به لطف شما، من واقعاً خوشحال بودم.
🐨: مچ پام کمکم داره خوب میشه. امیدوارم زیاد نگرانم نباشید.
🐨: توی بخش آرمی تایم، یهو آهنگهای Spring Day و Run پخش شدن. یکیشون نه سال پیش منتشر شده و اون یکی یازده سال پیش. یعنی به طور میانگین حدود ده سال ازشون میگذره.
🐨: وقتی همهمون با هم اونها رو میخوندیم، یادم افتاد که چطور اون موقعها توی اتاقم نشسته بودم و داشتم این متنها رو مینوشتم و ملودیها رو میساختم... کلی فکر و خاطره به ذهنم هجوم آورد.
🐨: به هر حال، همهی ما دورهی سربازی رو گذروندیم و حالا به اینجا رسیدیم. همهی اینها به خاطر شماست. یه دنیا ممنونم. ما بعد از پشت سر گذاشتنِ همهی پستی و بلندیها، الان اینجا ایستادیم.
🐨: فقط همین فکر که الان کنار هم هستیم، بهم آرامش میده؛ ما قطعاً این تور رو با موفقیت به پایان میرسونیم. ما دوباره به سئول برمیگردیم؛ به جایی که واقعاً بهش تعلق داریم. شما منتظرمون میمونید، مگه نه؟
🐨: تازگیها حس میکنم کلمهها همیشه نمیتونن همهچیز رو اونطور که هست منتقل کنن. اما دلم میخواد این حرفها رو دقیقاً همینطوری که هست (از صمیم قلبم) بپذیرید. میخوام بگم که شما رو بیشتر از اون چیزی که بشه با جملهی "دوستتون دارم" بیان کرد، دوست دارم. ممنونم. عاشقتونم.
💜لايک و بازنشر و کامنت یادت نره💜
- ۸۰۵
- ۲۴ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط