درسته اینجا مجازی بود ولی عشق من به تو واقعی بود نمیدونم

درسته اینجا مجازی بود ولی عشق من به تو واقعی بود نمیدونم توهم اینجوری بودی یا نه ولی خب من واقعا عاشقت بودم چون حتی با اینکه میدونستم نمیتونیم باهم باشیم یا نمیرسیم بازم دوست داشتم و پات موندم!
پس چرا من که میدونستم در هر صورت بهم نمیرسیدیم ولی بازم همین الان که ۲ ساعت گذشته چشام قرمز شده و هنوز داره اشکام میریزه؟ چراااااا
کی باورش میشد سوفیایی که از عشق و اینا بدش میومد عاشق بشه آخه؟
کی باورش میشد؟ دلم برات تنگ میشه میدونم کیانا رو دوست نداری و بزور قراره باهاش ازدواج کنی برای اون وصیت نامه ی مزخرف!
اه ریدم من تو اون وصیت نامه ای که میگه تو باید با اون باشی!
حرفای آخر تلفن P :_
جوابای من:+
_خودت میدونی که همیشه دوست دارم و خواهم داشت
_مراقب خودت باش
+مراقب خودت باش و امیدوارم خوشبخت بشی
_توهم همینطور
+خدافظ
و بعد اون تماس تموم شد و تمام خاطرات به گا رفت!.......
دیدگاه ها (۰)

سانزو مردمک چشاش گشاد شد و دستش کذاشت روی دهنش و چشماش سیاهی...

ابلیس

تک پارتیعشقی بدون شرط مکان : دره ی ...ویلیام جیمز موریارتی پ...

سناریوی شماره ۲ تک پارتی.اسم:دکو تنهام نذار.زمان وقتی دکو از...

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟑 ویو م.کلب‌هاش رو بهم فشار داد، نفس عمیقی...

آخرین اشتباهساعت ۸ شب بودا.ت شامو آماده کرده بود و منتظر جیم...

سناریو:مرگ پنهان/پارت آخر**نویسنده**سه ماه از مرگ ایزوکو می‌...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘part 2 سایه و وسوسهم.ل : لیویا چند سال ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط