شب از میان واژه ها

💜💜
شب از میان واژه ها ...
سکوت را برمیگزیند ...
مهتاب و ستاره..
با عشق تبانی میکنند ...
تا آرامش...
به آغوش معشوق باز گردد...
حال بگو ،،،
من با ڪدام واژه توافق کنم ...
که مرا به آرامش آغوشت برساند ؟..
دیدگاه ها (۷)

💜💜بیا تا #بهار را بدرقه ڪنیم ڪـاسه‌اے آب بریزی...

💜💜سهم من از آغوشت،چند دست لباس کهنه است...جای تنت، خاطرت را ...

💜💜دلتنگت که می شومبه سراغ شعر می روم تنها جایی که بی دغدغه م...

💜💜مثل تڪرارِتڪـه از یڪـ ترانه‌ے زیبا ڪـه تداعی می ڪـند دوست...

هرشب به این فکر میکنم اگر ادم بهتری بودم شاید باز هم تو بودی...

🎵 #شعر 🎵نشد که بعد تو ، تموم بشه غمامنشد بیان به لب ، دوباره...

نمی‌دانم چه حکمتی بود که میان من و دیدنت این همه فاصله کاشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط