my crazy mafiya

Part 7


=چقدر بهت گفتن تو این تيمارستان کار نکن اونا روانیه تورو هم روانی میکنن.....


_ننداز تقصیر کارم خودتم با خودت حرف میزنی
=ای دختره ی...
_عه عه عه ..مامان این حرفا مناسب تو نیست ها
=ای پدر سوخته

از حموم اومدم ،غذا مو خوردم خوابیدم.

صبح که بیدارشدم حدودا ساعت ۹ بود

_هعیییی باز باید اون مرتیکه روانی جذاب رو ببینم عه

حاظر شدم و تا رسیدن ساعت ۱۱ شده بود
وارد سلول شدم دیدم نیست
برده بودنش واسه شکنجه از بس کله شقه

¤ببرینش داخل
_سلام رئیس

جونگ کوک رو دیدم که بدنش پر خون بود
چون لباس تنش نبود همه ی زخمای تنش دیده می‌شود
دونفر زیر بغلاشو گرفته بودن و بردنش داخل و نشوندم روی زمین جعبه کمک اولیه هم گذاشتن و رفتن.....


ادامه دارد....

لایک و فالو یادت نره😘
دیدگاه ها (۰)

my crazy mafiya

my crazy mafiya

my crazy mafiya

my crazy mafiya

پارت 4سولی روی مبل نشسته بودم که صدای در اومد به اجوما گقتم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط