شعر بودی

🌱🍒شعر بودی
آمدی به ذهنم
نوشتم ات
تا از یادم نروی
باران بودم
باریدم در شب تنهایی ات
پنجره را بستی
تا فراموشم کنی🌱🍒
((محمد شیرین زاده))
دیدگاه ها (۰)

🍒🌱همه دلتنگیام پیش تو جا مونده🍒🌱

🌱🍒گنجشک هازبان بسته تر از آنندکه صبح روز بعدراز مرگشانفاش شو...

🍒🌱تو آفتاب و من چون گل آفتاب گرد🍒🌱

#گیلان_من #مربای_توت_فرنگی

سناریو انهایپن ( جدید 🥺)

j_k

ارباب مرگبار من: پارت ۱۶از زبان ات-سوار ماشین هایول شدیم، من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط