به گمانم نگهم دل به کسی بست که نیست

به گمانم نگهم دل به کسی بست که نیست
و دلم غرق تمنای کسی هست که نیست

همه شهر به دلدادگی ام می خندند
که فلانی شده از چشم کسی مست که نیست

«تو به من گفتی: ازین عشق حذر کن»، آری
و تو گفتی که ره عشق تو سخت است که نیست

مدتی هست به دلسوزی خود مشغولم
که دلم بند نفسهای کسی هست که نیست
دیدگاه ها (۰)

برایت سیب میچینم برایت میشوم دربند#به.شرطی.که ...👌میان باغ پ...

تو همان حسعمیقیکه وقتی عاشقانه نگاه می کنیآدم دلش می خواهدنف...

ﻫﻤﯿﺸﻪ ﮐﻪ ﻧﻪ!!!ﻭﻟﯽ ﮔﺎﻫـــــــﯽ...ﻣﯿﺎﻥ ﺑﻮﺩﻥ ﻭ ﺧﻮﺍﺳﺘﻦ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺍﯾﺴ...

آدم وقتی پیر میشودتازه می فهمد کهبایدبیشترزندگی کندبیشترعشق ...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۴۵۴ گردنش اویزون شدم. خندید و ...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۵۵۰ جنت خواهر جیمین از من تعری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط