زانو میزند عباس پای محفل زینب...!

دیدگاه ها (۲)

فرقی ندارد جمعه یا شنبه فقط برگرد...!

فدای آن بانویی که حرمش در قلب های ماست...!

این داستان : انتقام سخت...!

گفته بودم : خدمت به شما که سن و سال نمیشناسد...!

رقیه جان...!

برای شما نذر سایه شدن هم خودش دنیاییست...!

به هر عشقی جز عشق تو گفتم نه...!

ولی بین الحرمین...!

ولی ارباب! توی آغوش شما...! امن ترین جاست مگه نه...?

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط