🐥: نمی‌تونستم بخوابم، ولی جونگ‌کوک از نظر روحیه توی پایگا

🐥: نمی‌تونستم بخوابم، ولی جونگ‌کوک از نظر روحیه توی پایگاه آموزشی از من قوی‌تر بود. ما کنار هم تو یه ردیف می‌خوابیدیم. من سرباز شماره ۶۰ بودم، اون شماره ۵۹.
🐥: من ته ردیف می‌خوابیدم و جونگ‌کوک کنارم بود. با دستای بالا (زیر سرم) خوابیده بودم، بعد تو خواب یه صدای ساخت‌وساز شنیدم. یهو بیدار شدم، دیدم صورت جونگ‌کوک درست کنار صورتمه. صدای ساخت‌وساز (خر و پف جونگ‌کوک) هنوز تو گوشم بود.
نمی‌فهمم چرا نمی‌ره رو بالش خودش بخوابه، هی میاد کنار من. هولش دادم اون‌ور، ولی باز برمی‌گشت! صورتشو گرفتم فشار دادم تو بالش، چون صورتش خیلی نزدیکم بود.
🐰: شاید فقط می‌خواستم بغلت کنم
دیدگاه ها (۲)

خلاصه لایو کوکی جیمین{جیکوک}🐥: جونگوک خیلی باحاله. خواستم با...

خلاصه لایوجیمین و کوکی{ جیکوک}🐰: نمی‌دونم درباره‌ی چی حرف بز...

خلاصه لایوجیمین و کوکی {جیکوک}🐥: دور و برمون همش مرد بودن — ...

آپدیت ویورس جیمین{ لپ لپی}آرمی‌ها، من جیمین‌ام.می‌خوام از هم...

قهوه تلخ پارت ششمچانگهو دنبال اورا اف...

Prt5بادیگارد جونگ کوک:نه اینطور نیست من بادیگارد جونگ کوکی ن...

پارت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط