Part 1:
بیشتر از یک خواهر....🧸
ویو هانول"
[صبح/کانادا]
صبح با یه حس خوب از خواب بلند شدم....و دلیل این حس خوب این بود که میخواستم داداش گلم رو ببینم!
سریع رفتم سمت اتاق خواب یونجو و در زدم؛ظاهرا بیدار بود پس گفتم:
+میتونم بیام تو؟
~بیا کوچولو....
+صبح بخیر*کیوت*
~صبح بخیر کیوتم*مهربون*
+میدونی امروز چه روزیه؟
~ارهههههههه!*ذوق*
+خب پس بدو بریم کارامون رو کنیم...من میرم!
~اوکی منم الان میام.
+اوهوم.
از اتاق اومدم بیرون و در رو بستم رفتم سمت WC اتاقم؛بعد عملیات صورتم رو شستم،مسواک زدم و در اخر روتینم رو زدم.
از اتاق اومدم بیرون و رفتم سمت میز صبحونه...
دیدم یونجو اونجاست و داره صبحونه اماده میکنه...من یونجو رو یونی صدا میزنم گفتم:
+یونیییییی،صبحونه چی بخوریم؟
~هر چی دوست داری میتونی بخوری.
+تو چی؟
~من نوتلا میخورم...
+باشه*میره سمت میز لپ یونجو رو میبوسه و میشینه و شروع به خوردن میکنه*
{یک ربع بعد}
صبحونم رو خوردم به سمت اتاقم رفتم،وارد شدم سریع به کمد لباس هجوم اوردم!
چون هوا هم تو کانادا و هم تو کره گرم بود یک تاپ کراپیه مشکی که میشه گفت تا زیر سینم بود رو پوشیدم....یک شلوار چار خونه ای نارنجی پوشیدم و کیف و کفش مشکیم رو برداشتم و گذاشتم رو تخت که اخر کارام بردارم...(کیف و کفشش نو عه)
یک عینک بامزه برداشتم و گذاشتم رو میز ارایش و رفتم سراغ میکاپم...
میخواستم یکمی میکاپ غلیظ بزنم پس....یک خط چشم نسبتا بلند کشیدم،ریمل زدم و یکمی برای تنوع سایه صورتی نسبتا بنفش زدم.
بعد پایان میکاپ چشم رفتم سراغ بقیش!یکمی رژگونه ی صورتی زدم و لیپ گلاس...هایلایرتم رو به بینیم زدم البته خیلیییی کم...اینم میکاپ نسبتا غلیظ من،من واقعا زیاد میکاپ غلیظ دوست ندارم....اسپره فیکس رو زدم و تمام.
موهام رو به سرعت شونه زدم و با کش مرتب خرگوشی بستم و با عطر دوش گرفتم.
کیفم رو برداشتم و توش::
لیپ گلاس،اسپره فیکس،اینه،ایپاد،ویپم رو که داداشم بفهمه جرم میده،ادامس و گوشیم رو گذاشتم و با زدن عینک و برداشتن کفشم از اتاق خارج شدم....
ویو یونجو:
بعد صبحونه هانول رفت تا اماده شه منم رفتم تو اتاقم تا حاضر شم.
وارد اتاقم شدم به سمت کمد لباسم رفتم...
یک کراپ کرمی و شلوار قهوه ای برداشتم و پوشیدم...
کفشم رو با لباسم ست کردم و همون طوری تو خونه پوشیدم(نو عه)...به سمت کنسولم رفتم و یک جفت گوشواره و یک گردنبند انداختم.....بعد از اون شروع کردم به میکاپ اما چون حوصله نداشتم(دقیقا مثل هانول میکاپ کرد)...یک میکاپ عادی کردم.
خب تموم شدم فقط موهام میمونه که اونم باز میزارم...
سریع دوباره رفتم سمت کمدم و با عطر دوش گرفتم.
و از اتاق بدون کیف و فقط همراه گوشی خارج شدم(همه لباس و میکاپ رو میزارم)
ویو هانول:سریع رفتم پایین و دیدم خدمتکار ها چمدون بدست منتظرن(چمدون شون رو دیشب جمع کردن)...
بعد چند مین یونی اومد و ما هم به سمت فرودگاه رفتیم....
نیم ساعت بعد:
به فرودگاه رسیدیم و سوار شدیم.
یک ساعت بعد:
تو اون مدت توی هواپیما یونی به داداشش که نمیدونم کیه پیام داد تا با فلیکس بیان دنبالمون....
ادامه دارد...🎀
حمایت؟❤️🩹
بچه ها تو اسلاید ها از این به بعد مینویسه لباس کیه و برای کجاس پس من نمیگم🤍🍓
ویو هانول"
[صبح/کانادا]
صبح با یه حس خوب از خواب بلند شدم....و دلیل این حس خوب این بود که میخواستم داداش گلم رو ببینم!
سریع رفتم سمت اتاق خواب یونجو و در زدم؛ظاهرا بیدار بود پس گفتم:
+میتونم بیام تو؟
~بیا کوچولو....
+صبح بخیر*کیوت*
~صبح بخیر کیوتم*مهربون*
+میدونی امروز چه روزیه؟
~ارهههههههه!*ذوق*
+خب پس بدو بریم کارامون رو کنیم...من میرم!
~اوکی منم الان میام.
+اوهوم.
از اتاق اومدم بیرون و در رو بستم رفتم سمت WC اتاقم؛بعد عملیات صورتم رو شستم،مسواک زدم و در اخر روتینم رو زدم.
از اتاق اومدم بیرون و رفتم سمت میز صبحونه...
دیدم یونجو اونجاست و داره صبحونه اماده میکنه...من یونجو رو یونی صدا میزنم گفتم:
+یونیییییی،صبحونه چی بخوریم؟
~هر چی دوست داری میتونی بخوری.
+تو چی؟
~من نوتلا میخورم...
+باشه*میره سمت میز لپ یونجو رو میبوسه و میشینه و شروع به خوردن میکنه*
{یک ربع بعد}
صبحونم رو خوردم به سمت اتاقم رفتم،وارد شدم سریع به کمد لباس هجوم اوردم!
چون هوا هم تو کانادا و هم تو کره گرم بود یک تاپ کراپیه مشکی که میشه گفت تا زیر سینم بود رو پوشیدم....یک شلوار چار خونه ای نارنجی پوشیدم و کیف و کفش مشکیم رو برداشتم و گذاشتم رو تخت که اخر کارام بردارم...(کیف و کفشش نو عه)
یک عینک بامزه برداشتم و گذاشتم رو میز ارایش و رفتم سراغ میکاپم...
میخواستم یکمی میکاپ غلیظ بزنم پس....یک خط چشم نسبتا بلند کشیدم،ریمل زدم و یکمی برای تنوع سایه صورتی نسبتا بنفش زدم.
بعد پایان میکاپ چشم رفتم سراغ بقیش!یکمی رژگونه ی صورتی زدم و لیپ گلاس...هایلایرتم رو به بینیم زدم البته خیلیییی کم...اینم میکاپ نسبتا غلیظ من،من واقعا زیاد میکاپ غلیظ دوست ندارم....اسپره فیکس رو زدم و تمام.
موهام رو به سرعت شونه زدم و با کش مرتب خرگوشی بستم و با عطر دوش گرفتم.
کیفم رو برداشتم و توش::
لیپ گلاس،اسپره فیکس،اینه،ایپاد،ویپم رو که داداشم بفهمه جرم میده،ادامس و گوشیم رو گذاشتم و با زدن عینک و برداشتن کفشم از اتاق خارج شدم....
ویو یونجو:
بعد صبحونه هانول رفت تا اماده شه منم رفتم تو اتاقم تا حاضر شم.
وارد اتاقم شدم به سمت کمد لباسم رفتم...
یک کراپ کرمی و شلوار قهوه ای برداشتم و پوشیدم...
کفشم رو با لباسم ست کردم و همون طوری تو خونه پوشیدم(نو عه)...به سمت کنسولم رفتم و یک جفت گوشواره و یک گردنبند انداختم.....بعد از اون شروع کردم به میکاپ اما چون حوصله نداشتم(دقیقا مثل هانول میکاپ کرد)...یک میکاپ عادی کردم.
خب تموم شدم فقط موهام میمونه که اونم باز میزارم...
سریع دوباره رفتم سمت کمدم و با عطر دوش گرفتم.
و از اتاق بدون کیف و فقط همراه گوشی خارج شدم(همه لباس و میکاپ رو میزارم)
ویو هانول:سریع رفتم پایین و دیدم خدمتکار ها چمدون بدست منتظرن(چمدون شون رو دیشب جمع کردن)...
بعد چند مین یونی اومد و ما هم به سمت فرودگاه رفتیم....
نیم ساعت بعد:
به فرودگاه رسیدیم و سوار شدیم.
یک ساعت بعد:
تو اون مدت توی هواپیما یونی به داداشش که نمیدونم کیه پیام داد تا با فلیکس بیان دنبالمون....
ادامه دارد...🎀
حمایت؟❤️🩹
بچه ها تو اسلاید ها از این به بعد مینویسه لباس کیه و برای کجاس پس من نمیگم🤍🍓
- ۴۷۸
- ۰۱ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط