حق

حق

دیشب داشتم میخندیدم که مامانم زدم..😔

البته فکر کنم حق داشت چون داشتم مسخرش میکردم🤣🤣🤣
علاوه بر اون ساعت ۲ شب داشتم پاره میشدم از خنده🤣🤣
ترسید فکر کرد جند زده ای چیزی شدم شروع به قران خوندن کرد🤣🤣🤣🤣
دیدگاه ها (۹)

[پارت 7] [من عاشق یک شرور شدم]متاسفانه بنده خیلی سریع حوصلم ...

[پارت 8] [من عاشق یک شرور شدم]وقتی آنالیز کردن حیاط جلویی و ...

هر دفعه تو فاز یچیزی میرمالان رفتم تو فاز مصر😂👐🏻

....حرفی ندارم...🚶🏻‍♀😂👐🏻

فصل 1پارت 3به جای اینکه مثل مامانم گریه کنم ترسیده بودم واسه...

رومان عشو بی نھایت پارت 10از زبان ملیسا دفتم خونہ و تمام مدت...

part1 نیلسو :چون دیشب بخاطر نوشتن ارائه ام دی خوابیده بودم ،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط