کاش اندوه در چهره‌ات نقاشی نمی‌شد

کاش اندوه در چهره‌ات نقاشی نمی‌شد
و به‌ جای رنج کمی گیسوهایت را آب
شانه می‌زد و می‌دانستی
تنها یک نفر برای داشتن تو کافی‌ست:
کسی که جز نام تو نامی نمی‌شناسد.

کسی شبیه شب‌بو
که تنهایی‌اش را جز با آفتاب تو
عوض نمی‌کند ،بگو بر می‌گردی

از راه دور با دست‌هایی مسافر
که نیت ماندن دارند.

من آخرین اندوهم
که در چشمت
نماز می‌خواند.
#amd_msn11
دیدگاه ها (۴)

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

p23صدای پسرش هنوز در گوشش بود.اما همین که در عمارت بسته شد، ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①②_بخش دوم_ بدون چوبدستی وردی می...

✦ اولین گناه ✦فصل اول: خانه‌ای که نفس نمی‌کشدباران به شیشه م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط