من ازصدایگریه تو به غربت بارون رسیدم تو چشات باغ بارون زد

من ازصدایگریه تو به غربت بارون رسیدم تو چشات باغ بارون زده دیدم
چشم تو همرنگ ی باغه تو غربت غروب پاییز واسه من از ی درد کهنه لبریز

آدمی را ادمیت لازم است
❤❤❤❤💖💖💖💖🌹🌹🌹🌹🌹🌹🙏🙏🙏🙏🙏
دیدگاه ها (۱)

وقتی که تنگ غروب بارون به شیشه میزنه همه غصه های دنیا توی سی...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣2۵🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)بیشتر از ۱۰ دقیقه‌ست ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط