گریه رابه مستی بهانه کردم

گریه رابه مستی بهانه کردم
شکوه ها زدست زمانه کردم
آستین چو از دیده برگرفتم
سیل خون به دامان خدا روانه کردم
ناله های دروغین اثر ندارد
شام ما چو‌از پی سحر ندارد
مرده بهتر زان کو هنر ندارد
گریه تا سحر گه من عاشقانه کردم
دلا خموشی چرا چو خم نجوشی چرا
برون شده از پرده راز خدا راز حبیب پرده راز؟
تو پرده پوشی چرا تو پرده پوشی چرا
راز دل همان به که ناگفته بماند
دیدگاه ها (۰)

گریه را به مستی بهانه کردم شکوِه‌ها ز دست زمانه کردم آستین چ...

متن آهنگ افسانه شیرین از هایدهشب چو در بستم و مست از مي ‌ناب...

گلشن کردستانی

عباس فرات

#اشعار_نظامی _______________________________________________...

سید کریم امیری

◼ ◼ ◼ ◼ ◼ ◼ ◼تسلیت به مناسبت شهادت بی بی رقیه خاتون سلام الل...

خواهم که شب جمعه‌ای از خانه خمارآیم به در صومعه زاهد دین دار...

کسی اسم این مانهوا رو میدونه؟#MANHWA #Manhwa #manhwa

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط