به تو گفتم:

به تو گفتم:
«گنجشکِ کوچکِ من باش
تا در بهارِ تو
من درختی پُر شکوفه شوم.»
و برف آب شد
شکوفه رقصید آفتاب در آمد.
من به خوبی‌ها نگاه کردم و عوض شدم
من به خوبی‌ها نگاه کردم
چرا که تو خوبی و این همه‌ی اقرارهاست،
بزرگ‌ترین اقرارهاست.
ــ من به اقرارهایم نگاه کردم
سالِ بد رفت و من زنده شدم
تو لبخند زدی و من برخاستم.

#....❤️
#جهان_کوچک_من❦‌⃟🌎
دیدگاه ها (۱۶)

پارت نوزدهم | نزدیک تر.پارک لارابعد از رقص، دوباره کنار میچا...

مهمونی پارت ۶۳

#این پاییز لعنتی...فصل‌ها عوض شدند و من در هر فصل، جُست‌وجوی...

پارت ۲۷ساعت هفت و نیم بود و من جلوی آینه ایستاده بودم.با بی‌...

چند پارتی

فیک : بین راندها

سکوت 🖤🥀𓆩 پــارت بیست‌وهفتم 𓆪 🖤🥀اسما به صفحه‌ی خاموش گوشی خیر...

Seventeen

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط