عجب وفایی دارد این دلتنگی

عجب وفایی دارد این دلتنگی!
تنهاش ک میذاری،میری تو جمع وکلی میگی و میخندی، بعد از همه جدا شدی..
از کنج تاریکی میاد بیرون می ایسته بغل دستت…
دست گرمشو میذاره رو شونت
برمیگرده در گوشت میگه
خوبی رفیق؟؟
بازم خودمم و خودت…
دیدگاه ها (۲)

صبحی عااالی و خنک و مه گرفته به وقت چابهار زیباتون بخیر رفقا...

ولی مادر که نباشه ...این دل هم دیگه اروم نمیشه...تا کجای ای...

فقط دکتر اصفهانی با دل و روح ما بازی نکرده بود ک اونم با اه...

امروز هم مثل دیروز و دیروز ها و فردا ها میگذره...نگرانش نبا...

خون آشام عزیز (94)

من و ملاقات با BTSpart «1۰»فردا صبح که چشمامو باز کردم دیدم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط